اشکها و لبخندها
عکس - شعر - موسیقی - قطعه ادبی
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان عزیز : 18344


دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1384
عکس

امروز رگ عکس گذاشتنم گرفته ....

 


دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1384
عکس


دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1384
عکس

 


یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1384
یادت نرود

 

چشمی بفرست برای انگشتانم

که مشت این سیب را باز کنم

سیب زبان چاقو را خوب می‌فهمد

با همین زبان

دل ِ این دانه را می‌شکنم

فریادش را می‌شنوم

همراه این صدا به سفر می‌روم... به «نمی‌دانم» ا

می‌دانم! ا

گمشده ها را می‌خوانم

 

 

 

یادت نرود! ا

جای پای مرا

توی کتابی ثبت کن

که نام آن سیب نه

شاید که چیز دیگری باشد


شنبه 21 آبان‌ماه سال 1384
عکس


شنبه 21 آبان‌ماه سال 1384
سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
 تا در آغوش تو در راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
 من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
 


<<    1       2       3       4   
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها